السيد محمد حسين الطهراني
116
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
بازگشت كند . بارى اين بحثى بود دربارهء صفت دوّمى كه در آيهء شريفه ، براى قرآن كريم ذكر كرده است . و أمّا سه أثر و نتيجهاى كه براى آن ذكر نموده است ؛ أوّل هدايت خداوندى بود بواسطه قرآن ، مردم را به سوى راههاى سلام و سلامت : « يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ . » خداوند سبحانه و تعالى خلائق را بهوسيله و سبب قرآن به سوى راههاى سلامت مىكشاند . در اينجا باء در يهدى به براى آلت است ؛ يعنى هدايت مىكند با سبب و آلتى كه قرآن است مثل كتبت بالقلم ( من با قلم نوشتم ) و معلوم است كه تمام أسباب در تحت تسخير و اراده و أمر حضرت حقّ مسبّب الأسباب هستند . قرآن وسيلهايست براى هدايت حقّ تعالى . وسيلهاى كه در كار خود استقلال ندارد ، و محكوم امر حقّ است . در اين فقره از آيه ، هدايت خداوندى را به سبل سلام منحصر به افرادى مىكند كه از خشنودى و رضاى خداوندى بهرمند باشند . و پيروى از رضوان و امضاء و پسند او بنمايند ؛ نه تمام مردم بدون شرط و قيد . يعنى : اگر كسى در صدد تحصيل رضاى خدا نباشد ، و راه تقرّب را نخواهد بپيمايد ؛ قرآن براى وى كتاب هدايت نيست . و اين نكتهاى است بسيار مهمّ و محصّل مفادش آنست كه : قرآن مردم را إجبارا و اضطرارا در راه هدايت نمىكشاند . بلكه آن كسى را إرشاد و إيصال به مطلوب مىكند كه : خودش در صدد تهذيب و تزكيه بوده باشد . تمام انبياء و مرسلين كه آمدهاند ؛ و تمام كتب آسمانى كه نازل شده است ؛ براى تغيير ماهيّات مردم و بالجبر و كرها آنها را مطيع و منقاد نمودن ، نبوده است . و گرنه تكليف ، و معناى آن ، و بهشت ، و دوزخ ، و شيطان ، و ملك ، و نفس امّاره ، و نفس ملهمه و يا مطمئنّه ، و سعادت ، و شقاوت ، معنائى نداشت .